از اشتباه در آوردن ( فردی ) ؛ ارائه حقایق در مورد چیزی که افراد درک یا تصور نادرستی در مورد آن دارند.
بذار در مورد اتفاقی که هفته ی قبل افتاد از اشتباه در بیارمت ( شفاف سازی کنم؛ مطلب رو روشن کنم ) .
اما شرکتی که اطلاعات اشتباهی را درباره خود در یک گزارش می بیند، می تواند زمان سخت و آزار دهنده ای را برای اصلاح درک نادرست ایجاد شده توسط گزارش تجربه کند.
رابی: این مبلغ هزار و پانصد دلار در دسته های صدتایی است.
بیل: این از کجاست؟
رابی: بابای پولدار من.
بیل: از چه موقع؟
رابی: مدتی است که این پول رو دارم. فقط می خواستم مطمئن بشم که در مورد خرید قایق [و ماهیگیری] جدی هستی.
بیل: من؟ تو چطور؟
رابی: خب. مشخصاً. . . برای اینکه حرف بی راهی نزده باشم، برای من، صید ماهی سالمون، مسئله ی مرگ و زندگی نیست. من عادت دارم با پول بابام زندگی کنم. در واقع، صادقانه بگم، به جایی رسیدم که از خرج کردن پولش خیلی لذت می برم.
* نمایشنامه ی ماهیگیری - اثر مایکل ولر